این غافله عمر عجب میگذرد
-
تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 17:30
اقا بعد عیدی زد مادر بزرگمون فوت شد خدا بیامرزبه زوال به هوا خوردن تو بالکن رفت طفلیهمیشه میگفت خدا بخ حق خودش منو زمینگیر نکنه که نکرد دروغ چرا از رفتنش و زمینگیر نشدنش بیشتر خوشحالم تا ناراحت طفلی اولین زخم بستر رو که زد روحش قرار نداشت و رفت تسلیت نگین لطفا ! نمیخام ناراحتیتونو ببینم بخاطر همین ک...
مرده خار های مفت خور
-
تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 17:30
اقا از این مرده خورا دیوث تر هیشکی نیست ننه بزرگ ما که فوت شد یه ایل ریختن خونش و پا نمیشن برن پی زندگیشون فقط روزی 2 میلیون ضرر زدن بهمون بابت این هزینه های مضاعف که بهمون وارد کردن اقا بخدا ما خوبیم برین خدا پشت پناهتون ضرر نزنین خیرتون پیشکش این وقتا میبینم خودم چقدر عقلم خوب کار میکنه ناهار شام ...
میخام خوب باشم
-
تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 17:30
تصمیمات جدیدی گرفتممیخوام ادم خوبی باشممیخوام سعی کنم جای اینکه ادعا کنم ، عمل کنممیخام بجای اینکه زِر یا مفت بزنم سعی کنم زندگی خوبی داشته باشممیخوام بجای خشم پراکنی ، مهر و محبت و خوشی پخش کنم از خودممیخوام تو دنیا حتی اگه بتونم یکمی حال جماعت رو خوب کنمبیایین هم پیمان بشیم و با هم همقدم
پیرمون کردن ولی خودمون بزرگ شدیم
-
تاریخ: 1398/2/9 ساعت: 17:30
ما دهه شصتی ها در اون نافهمی و نا باوری والدینمون به دنیا اومدیم حکماً براشون تفریح بودیم و برای این به دنیا اومدیم که زندگی سگی پدر مادرامونو تنوع بدیم ما دهه شصتی ها عروسک های زنده ای بویم که الان د
ترجمه کلمه به کلمه همیشه هم درست نیست
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 18:00
بخاری خودش گذشت یا شما گذراندید ؟ ( معنی : بخاری خودش خاموش شد یا شما خاموشش کردین ؟ ) اقا توروخدا منو همینجا بی یَند
چندوقتیه که تو کانال مینویسم
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 18:00
حوصله وبلاگ نیست بیایین کانال : اینجاس
به یاد و به احترام شهدای ساختمان پلاسکو
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:32
پنج شنبه 30 دی ساعت 8 صبح + خب خداروشکر یه اتیش کوچیکه زود خاموششون میکنم - دم همه اتیش نشان ها گرم ساعت 9 صبح + پسر کل طبقه اتیش گرفت چرا کاری پیش نمیره - لامصب همه پارچه های پلی استر اشتعال پذیره طفلییا مستاصل شدن ساعت 10 صبح + هورا بلاخره اتیش اطفا شد ( خبرگزاری خراسان ) - خداروشکر و پریدیم بیرون...
ترجمه کلمه به کلمه همیشه هم درست نیست
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:32
بخاری خودش گذشت یا شما گذراندید ؟ ( معنی : بخاری خودش خاموش شد یا شما خاموشش کردین ؟ ) اقا توروخدا منو همینجا بی یَنداز پایین ! ( اقا تورو خدا منو همینجا پیاده کن ) اقا ببین تعمیر این ماشین به چند نگاه میکنه ؟ ( آقا ببین تعمیر این ماشین چقدر هزینه داره ؟ ) میبینه میبینه دیگه برام نذار ! ( کافیه دیگه...
تولدم مبارک
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:32
درباره وبلاگ اینجا یک قرارگاه کاملا شخصیه که بدون محوریت خاصی دنبال میشهتمامی کامنت ها جواب خواهند داشت بجز کامنتهای تبلیغاتیاز ابراز نظرات خود این وبلاگ رو بی بهره نذاریدکانال تلگرام : https://telegram.me/hafhafooخانهپروفایلایمیلRSS
ما خیلی خوبیم ! خیلیییییییی
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 7:02
اونایی که مدعی هستن عالین و زندگیشون به بهترین نحو داره میگذره متاسفانه دارن اخرین ثانیه های خوشیشونو میگذرونن و براش جشن گرفتن اینارو خیلی نرینین تو اعصابشون گناه داریم بذارین تو لذتهای ما شریک باشین 4 روز دیگه که مثل خرگوش دائم الپریود شدیم زخمیتون میکنما
پوفیوز کیست
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:31
پوفیوز اونیه که دین و البسه دینی رو اسباب منفعت خودش میکنه
وبلاگ يك ويترين تمام قد از ماست پس ...
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:31
وبلاگ ما يه ويترين تمام قد از خوده خود ماست يعني اون چيزي كه هستيم رو مشتق ميگيريم با انتگرال شخصيتمون رو جمع ميزنيم و با فرهنگمون جمع ميكنيم و در نهايت ازش جذر ميگيريم ميشه وبلاگمون پس بايد ها و نبايد هاي وبلاگ ما دقيقا برگرفته از ذهنيت و تفكر و شخصيت و وجنات ماست و از هيچ ائين و عرفي پيروي نميكنه ...
ناشكري يا قدرنشناسي
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:30
نميدونم ناشكري ميكنم يا پر توقع شدمواقعا نميدونم دردم چيه اما ميدونم كه اون چيزايي كه دلم ميخواد رو ندارم و اون چيزايي كه دارم رو يا دوست ندارم و خوشم نمياد يا كه كمن و به چشمم نميادارزشهام جابجا شده ، هيچوقت من امروزمو پيش بيني نميكردموقت يه تغيير منطقيه ، يهتغيير كه اوضاعمو يكمي بهتر كنه
به اسم امام حسین به کام زیر شکم
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:30
یارو با نیم ساعت فوکاول رو کله اش و شلواری که از کونش داره میفته ابروهای گرفته شده و ناخونای فرنچ شده بیرنگ حتی :| خلاصه میبینیش میخوای باش بری سانفرانسیسکو بعد اومده داره خرید میکنه برای ایسگاه صلواتی میگم شمارو چه به ایسگا صلواتی میگه سوژه یه سال دختربازی به راهه و من هیچ صحبتی ندارم
غیبت صغری
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:30
چند مدتی نبودم یعنی نه حال و روز خوبی داشتم نه وقت حالا اومدم مصادف با بازگشایی مدارس هستیم به امید خدا
تشک های قدیم
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 12:30
قدیم تشک ها از پشم بز و قوچ و گوسفند بودن و برای اینکه تشک بشن اول پشم رو اکستند میکنن بعد میکنن تو یه محفظه پارچه پنبه ای و سرشو میدوزندبعد تشک بدبخت رو اونقدر با چوب میزنن هم پدر خود زننده درآد هم پدر پارچه تشکدر نهایت یه تشک خوب تحویل میشد هرچی هم میدید صداشم در نمیومد تازشم به واسطه پشم خیلی خیر...